تبليغاتX
We are refer to IRANANCY.COM - چرا جنگی دیگر در اروپا اتفاق نمی افتد
We are refer to IRANANCY.COM

تصمیم داشتم در این نوشته، توضیحاتی در مورد عید ارمیستیک (جشن سالگرد آتش بس جنگ جهانی اول که طی مراسمی در کلیساها و در ماه نوامبر هر سال توسط مقامات لشگری، کشوری و مردم برگزار می گردد.)ارائه نمایم. اما به علت نوشتن پست های قبلی زمان این مناسبت گذشته است. لذا در این پست به تمهیدات به کار گرفته شده اروپاییان در عدم بروز جنگی دیگر در این قاره اشاره خواهم کرد.

دلایل بروز جنگ بین کشورها را می توان در چند جمله زیر خلاصه کرد.

1- کشور گشایی و به نیت گشترش مرزها

2-کشورگشایی و به نیت موفقیت های اقتصادی

3- تحمیل قدرت سیاسی کشورهای غالب به کشورهای مغلوب

4- برخورد با نیروهای اپوزیسیون پناه گرفته کشور متجاوز در کشور مورد تعرض

در تاریخ صد سال گذشته اروپا، جنگ های کوچک و بزرگی و به یکی از دلائل چهارگانه بالا اتفاق افتاده است. دو جنگ خانمانسوز اول و دوم جهانی در خاک اروپا کمابیش به همین دلائل روی داده است. دو جنگی که باعث افول شدید قدرت سیاسی و اقتصادی دول اروپایی در جهان گردید. پس از تجربه دو جنگ بزرگ و ویرانگر، کشورهای بزرگ اروپایی با پیشنهاد تشکیل اتحادیه اروپا به حذف دلائل بروز جنگهای آتی مابین خود همت نمودند. با این تفکر، روز به روز مرزهای انحادیه را گسترش دادند. اگر روزگاری اتحادیه فقط شامل کشورهای اروپای غربی بود، اما امروز مرزهای آن از شرق تا غرب اروپا گسترش یافته است.

اتحادیه اروپا

با فلسفه وجودی اتحادیه اروپا، مرزهای سیاسی مابین کشورهای اروپایی برچیده شده است. هر شهروندی عملا دارای تابعیتی اروپایی است و آزادانه توانایی تردد در مرزهای اتحادیه را دارد. با حمایت های کنترل شده اتحادیه ،اقتصاد اروپای واحد شامل تمامی کشورهای عضو بایستی به سمت شکوفایی میل کند و فلسفه تقسیم بندی کشورها به غنی و فقیر رنگ می بازد. ریاست اتحادیه اروپا هم در بازه های زمانی یکسان بین اعضا و به صورت دوره ای دست به دست می چرخد تا همه کشورها در دایره قدرت سهیم گردند. پیوندهای حقوقی مستحکم مابین دول اتحادیه، امکان پناه گیری نیروی اپوزیسیون هیچ کشوری را در کشور دیگر عضو اتحادیه را ممکن نمی سازد. سازمان های جدایی طلبی که هنگام جنگ سرد فعالیتشان به بیشترین شکوفایی در کشورهای اروپایی رسید، با فلسفه وجودی اتحادیه اروپا ستاره اقبالشان رو به افول نهاده است.

در عمل علاوه بر حذف دلائل اشاره شده در وقوع هرجنگ از طریق اصول جدید حاکم بر روابط کشورهای اروپایی، از نظر فرهنگی نیز این کشورها خود را ملزم به پرهیز از ایجاد هر نوع حساسیت در کشوری دیگر نموده اند. به عنوان مثال اگر بناست یاد کشتگان در جنگ ها گرامی داشته شود، در جشن ارمیستیک یاد کشتگان جنگ جهانی اول گرامی داشته می شود. جنگی که حدود یک سده از اتمام آن گذشته و به یقین پاسداشت آن به دلیل نبود بازمانده ای از آن جنگ موجب تکدر خاطری نمی گردد. چه بسا این پاسداشت در مورد جنگ جهانی دوم و با فاصله زمانی حدود شصت سال، باعث رنجش احتمالی بازماندگان این فاجعه دردناک در کشورهای درگیر در جنگ گردد. یا چه بسا یادآوری دوباره آلام جنگ جهانی دوم، موجب تحقیر دول و ملل مغلوب گردد. پس گرامیداشتی از دومین جنگ جهانی نخواهد شد تا یاد آن حساسیتی در افکار عمومی را برانگیخته نکند.

مثال های بسیاری دیگر نیز وجود دارند که نمایانگر اصرار کشورهای اروپایی بر نشان دادن همگرایی فرهنگی اروپاییان می باشد.

به نظر می رسد زمامداران اروپا به صورت عاقلانه و در قالب اتحادیه اروپا در زمینه عدم بروز هر جنگی بین کشورهای عضو تمامی راهکارهای لازم را اندیشیده اند.

 

+ نوشته شده در Sat 17 Nov 2007ساعت 5:6 PM توسط مجید زندی |