این وبلاگ به IRANANCY.COM منتقل شد.
آمار وبلاگ
از قرار اطلاع
امسال شهر استراسبورگ پذیرای اردوی دانشجویان ایرانی در فرانسه می باشد. شهر استراسبورگ مرکز
استان آلزاس فرانسه است. شهری با جمعيت
حدود 700 هزار نفر که حدود 300 هزار نفر آن در منطقه مرکزی آن سکونت دارند. از نظر مقايسه جمعيت، اين شهر بعد از شهرهای پاريس، مارسی، ليون، ليل، تولوز،
بوردو، نانت و تولون نهمين شهر فرانسه است.
رستورانی ايرانی به نام POINT SOLEIL را در شهر استراسبورگ می توان
یافت. مديريت این رستوران را آقای محسن امامی و همسرشان عهده دارند. چهار نوع غذای
ايرونی آنجا سرو می شود که قیمت آنها به شرح زیر است:
1-
چلو فسنجون 11)يورو(
2- چلو کباب)
9 يورو(
3- جوجه کباب 9) يورو(
4- زرشک پلو با مرغ (8 يورو)
آدرس رستوران:
Cenre cial de l’Esplanade, 11 , rue de Boston, 67000, Strasbourg- Tel :03
88 60 24 89
چند عکس از رستوران را اينجا مي توانيد
ببينيد.
مغازه ای نیز در شهر استراسبورگ وجود
دارد که اجناس ايرانی را عرضه می نماید. هر چيز که فکرش را بکنيد. عرقيات، شيرينی
های ايرونی، انواع تخمه و تنقلات و از همه مهمتر نان لواش ايرونی را می توان در آن
مغازه یافت.
مديريت اين مغازه را شخصی به نام
آقای هاشمی عهده دارند.
آدرس مغازه:15a,
rue du Marais vert, Strasbourg- Tel 03 88 32 34 46
چند عکس از مغازه را اينجا
مي توانيد ببينيد.
دوستان بیان یادمان مراسم نوروزی در نانسی را به من واگذار کرده اند. به تبع گرفتاری های فعلی من در گذاشتن این پست تاخیر زیادی افتاد. پیشتر پوزشم را پذیرا باشید. آقا حمیدرضا قول داده با گذاشتن سریع عکس های عیدانه نانسی در پست بعدی مقداری از تاخیر مرا جبران نماید.
عيدانه در نانسی
به مناسبت ايام نوروز امسال برنامه های متنوعی در نانسی داشتيم که به پاره ای از آنان در زير اشاره می کنم. در هر قسمت هم با گذاشتن چند عکس در پست بعدی، شما را در شاديهايمان سهيم می کنيم.
1- چهارشنبه سوری در نانسی:
جاتون خالی، امسال يک برنامه به طور نسبی خوب به مناسبت چهارشنبه سوری در نانسی داشتيم. کلی وسایل آتيش بازی به همراه ترقه و ديگر وسايل لازمه برای جشن چهارشنبه سوری را هم از قبل آماده کرده بوديم. مکان را هم در يکی از نقاط دنج نانسی در نظر گرفته بوديم تا مزاحمتی برای ديگران نداشته باشيم.
2- مراسم سال تحويل در نانسی:
برای مراسم تحويل سال تعدادی از دوستان به منزل ما تشريف آوردند تا سال تحويل را دور هم باشيم. سخت ترين قسمت چيدن سفره قشنگ هفت سين بود و در سفره هم داشتن يک سبزه قشنگ اهميت به سزايی داشت. نپرسيد چرا؟ چون اين يک راز است.
تحويل سال در اينجا ساعت حدود يک ربع به هفت صبح بود. چند ساعتی دور هم بودن و خوردن کلی تنقلات ايرونی، لذت خاص خود را دارد.
3- ميهمانی عيد در نانسی:
جمعه شب دومين روز بهار امسال دور هم در رستورانی در منطقه واندور نانسی شام خورديم. جاتون خالی مثل اکثر مواقع شام کباب بود. بعد از شام هم که بساط آجيل و ميوه و تنقلات ديگر ايرونی براه بود. تا نيمه شب دور هم بوديم و با هم گپ می زديم.
4- ديد و بازديدهای نوروزی در نانسی:
طبق رسم هميشگی، ديد و بازديد نوروزی در نانسی يکی از مهمترين برنامه های ماست. منازل دوستان در اين مدت پذيرای ديد و بازيدهای نوروزی بوده است. دوستانی هم که به علت مسافرت در هفته های اول عيد در نانسی نبوده اند، عنقريب آماده ديدن دوستان ديگر در منازشان هستند.
5- سيزده بدر در نانسی:
اولین يکشنبه بعد از سیردهم فروردین، برای سيزده بدر به يکی از پارک های تفریحی نانسی رفتیم. هر چند هوا خیلی مناسب نبود ولی طبق برنامه از پیش اعلام شده، اکثر دوستان حضور داشتند. ناهار را همگی دور یک سفره با هم خوردیم. پس از ناهار هم که بساط فوتبال و راگبی برقرار بود. دوستانی که به هر دلیل نیامدند، کلی ضرر کردند.
یکی از دلائل غیبت کوتاه مدتم در ایرانانسی داشتن چند مهمان گرامی از ایران بود. امروز و در اینجا با ذکر دو خاطره تصمیم دارم مقداری از قصورم را جبران نمایم.
میهمانانم در ژانویه و فوریه امسال از طریق فرودگاه شارل دو گل(1) وارد فرانسه شدند. بدین سبب در مجموع، شش مرتبه مجبور شدم به این فرودگاه بروم.
اولین بار به علت آنکه نمی دانستم در این فرودگاه نمازخانه ای وجود دارد در اولین ایستگاه پمپ بنزین (طبق عادت همیشگی) بعد از فرودگاه، زیراندازی برای نمازخواندن پهن کردم. یک راننده تاکسی که بعد از آشنایی متوجه شدم که او مراکشی بود هم برای نماز در آنجا توقف کرده بود. او به من پیشنهاد خواندن نماز به جماعت را کرد. صحنه جالبی بود. بدون هیچ آشنایی قبلی هر کدام پیش نماز بودن دیگری را قبول داشته و اقتدا کردن به هم را به همدیگر تعارف می کردیم. به صرف اشتراکاتمان در اعتقادات به هم اعتماد داشتیم.
در دفعات بعد حضورم در فرودگاه و بعد از پرس و جوی مختصری، متوجه شدم در ترمینال های سه گانه شارل دو گل، فضای عبادت(2) برای مذاهب سه گانه ( اسلام ، مسیحیت و یهودیت) وجود دارد. مکان نماز خانه در ترمینال های 1 و 2 در فرودگاه شارل دو گل را همراه با نقشه راهنما با کلیک کردن در اینجا می توانید ببینید. الحق و انصاف مکانی هر چند کوچک ولی آبرومندانه ای بود. اگر قبول ندارید دفعه بعدی که فرودگاه رفتید، پس از مشاهده آن را با نمازخانه فرودگاه مهرآباد خودمان مقایسه کنید.
دفعه آخری که می خواستم در فرودگاه نماز بخوانم و چون هنگام اذان ظهر بود، علاوه بر پر بودن نمارخانه عده ای هم در نوبت نماز خواندن ایستاده بودند. تعجب کردید، حق دارید. منهم که این جمعیت نمازگزار را در فرودگاه پاریس دیدم تعجب کردم. یکی از کسانی که آنجا ایستاده بود پیشنهاد کرد در کنیسه بغلی که خالی است نماز بخوانیم. ما هم سجاده های نماز را در سالن کناری پهن کرده و نمازمان را خواندیم. برای من بهر حال نماز خواندن در کنیسه، تجربه جدیدی است.
www.iranancy.com
1-۱Charles de Gaulle (CDG)a
Espace Prièreا
(Orly (Sud, Ouest
سلام
چند روز پيش يکی از دوستان خوش ذوقمان که به وبلاگش هم لينک داده ايم، دو تا عکس از يکی از شهرهای ايران برايم فرستاده بود.
منظورش از عکس ها اين بود که شهر نانسی در همه نقاط ايران عزيز شناخته شده است. در دورترين نقاط از اسم آن برای معرفی حتی خودرو يا مغازه هم استفاده می کنند. ديدن عکس ها خالی از لطف نيست.


ایام محرم فرارسیده است. عاشورا نزدیک. یادی از حماسه حسینی نمودن واجب می نماید. این بار نیز قرعه به نام من افتاد تا بنویسم. اما این بار از همیشه سخت تر. چون باید از کسی بنویسم که مظلوم ترین شخصیت های مذهبی ماست. مظلوم چه در بودنش، چه در شهادتش، چه در گریستن در سوگش و افسوسی عظیم تر در شناختش. پس من نباید بنویسم، که من نیز به سهم خود در این مظلوم شدنش سهیمم. اما باید نگاشت. پس تکه هایی کوتاه از نوشته مرحوم شریعتی را از کتاب حسین وارث آدمش را به عاریت می گیرم، که او به شناختی وسیع از حسین بن علی رسیده بود.

3- تعیین و تعریف صحیح جایگاه افراد
در قسمت سوم دلائل موفقیت یک لابراتوار تحقیقاتی از بعد روابط انسانی، تعیین و تعریف صحیح جایگاه افراد در
یک لابراتوار تحقیقاتی را بررسی می کنیم. در این قسمت سعی شده است با مثال های
تجربه شده نویسنده و در لابراتوار گرین دانشگاه آی ان پی ال موضوع مورد نظر تشریح
گردد.
یکی دیگر از دلایل موفقیت یک مرکز
تحقیقاتی تعیین و تعریف صحیح جایگاه افراد است. ساماندهی درست سازمان انسانی یک لابراتوار
آکادمیک، پارامتری مهم در راهبرد امور محوله است. به عنوان مثال در لابراتوار ما و
با توجه به امور تحقیقاتی محوله، سه تکنیسین برق و یک تکنیسین مکانیک در دانشگاه
آی ان پی ال مشغول به کار هستند. وظایف محوله هر سه تکنیسین برق تفکیک شده و معین
است و امکان تداخل کاری به حداقل ممکن رسیده است. تکنیسین مکانیک نیز وظیفه
هماهنگی و ساخت و تولید قطعات مکانیکی مورد نیاز پروژه ها را بر عهده دارد.
جایگاه اساتید و افراد دیگر درگیر در هر تز دکتری و در راهبرد آن پارامتر
مهمی دیگر در این بحث است. تقسیم وظایف افراد در پیشرفت فیزیکی یک تز، باید به
بهترین نحوه ممکن صورت پذیرد. در گرین مسئولیت مستقیم پیشرفت تز بر
عهده دانشجوی دکتری، هدایت آن بر عهده یک و یا دو استادیار و نظارت نهایی بر عهده
پروفسور مربوطه است. این مجموعه به صورت یک تیم منسجم کاری عمل کرده و با برگزاری
جلسات نوبه ای هماهنگی های لازم را انجام می دهند. در هر مقطع کاری که به تخصصی
خارج از حیطه اساتید مرتبط با تز نیاز است، از یاری استادی با آن تخصص استفاده می
شود. به علت تعریف صحیح جایگاه افراد علاوه بر آنکه هیچگونه نارضایتی و تداخل کاری
وجود نخواهد داشت، همکاری اعضای لابراتوار در پیشبرد موضوع تز حداکثر خواهد بود.
جایگاه رئیس لابراتوار و روش انتخاب وی پارامتری دیگر در
این موضوع است. در اینجا، رئیس لابراتور فقط از بین پروفسورها که دارای بالاترین
مرتبه علمی در مجموعه هستند با نظر جمعی و به صورت نوبه ای انتخاب می گردد. این
مسئله هم باعث ارج نهادن عملی در مراتب علمی بوده و هم باعث هدایت بهتر امور کاری
و علمی لابراتوار می گردد. رئیس آتی حدود یک سال پیش از شروع مسئولیت، برنامه کاری و سیاست های آتی لابراتوار را در
جلسه ای با حضور تمامی اعضای لابراتوار اعلام می نماید. با این مسئله تکلیف تمامی
افراد در برنامه ریزی کاری و هدایت پروژه ها و برای یک دوره سه ساله روشن می شود.
یکی دیگر از موارد در این بحث، تعیین و تعریف صحیح جایگاه
دانشجویان دکتری در لابراتوار است. در لابراتوار ما با دانشجویان دکتری مانند یک
عضو رسمی لابراتوار برخورد می گردد و او در اکثر تصمیم گیری ها توان ابراز نظر و
رای را داراست. این نوع برخورد از دو جنبه قابل توجه است: اول، دانشجوی دکتری
تمامی توان خود را در پیشرفت سیاست های لابراتوار به کار می گیرد. دوم، لابراتوار
از توانمندی تعداد زیادی از افرادی که غالبا صاحب تجربه هم هستند محروم نمی گردد.
۱- تزریق روحیه خانواده بودن اعضای لابراتوار
یک هفته مانده به تعطیلات سال نو میلادی و به رسم هرساله تمام اعضای لابراتوار ما گرین(1)، برای برگزاری مراسم جشن پایان سال میلادی و گذراندن روزی فارغ از دغدغه های کاری در رستورانی دور هم جمع شده بودند. به این بهانه، در چند پست نظراتم در مورد دلایل موفقیت یک مرکز تحقیقاتی از بعد روابط انسانی حاکم را بیان خواهم کرد.
روابط انسانی یکی از پیچیده ترین پارامترهای اساسی پیشرفت تحقیقات در لابراتواری آکادمیک است.
گرین، لابراتوار مشترکی بین دانشگاه های آی ان پی ال(2) و یو اچ پی(3) در نانسی است. فعالیت تحقیقاتی در حوزه های انرژی الکتریکی، ماشین های الکتریکی، الکترو مغناطیس و الکترونیک قدرت در تمامی دانشگاه های نانسی در این لابراتوار متمرکز است. تمامی سرمایه های انسانی گرین حدود 10 پروفسور، تعدادی استاد و استادیار، حدود 25 تزار (دانشجوی دکترا)، چند تکنیسین و چند منشی است.
روابط کاری بین افراد لابراتوار همان قدر که جدی است، دوستانه هم است. این روابط بسیار تعریف شده و دارای چارچوب مشخصی است. راه کارهای مختلفی برای دوستانه تر کردن روابط محققین و افراد لابراتوار اندیشیده شده است. یکی از این راه کارها، همین مراسم جشن پایان هر سال می باشد.
با در نظر گرفتن این نکته که فرانسویان اصولا اهل بریز و بپاش نبوده و مثل اکثر اروپاییان به صرفه جویی معتقدند، هر هزینه کردنی بدون حجت عقلی مابین آنان متصور نیست. هزینه نمودن و اصرار بر اینکه یک روز فارغ از دغدغه های کاری، کلیه افراد لابراتوار در رستورانی و در بیرون فضای دانشگاه دور هم جمع شوند شاید تاکیدی بر خانواده بودن مجموعه اعضای لابراتوار می باشد. در یک خانواده اگر بزرگ تر و کوچک تری وجود دارد ولی روابط بر اساس محبت و نه تحکم، استوار است. تزریق روحیه خانواده بودن، بی هیچ تردیدی باعث همفکری و همیاری بیشتری در رفع موانع و مشکلات بسیاری خواهد گردید که به صورت طبیعی در مراحل تحقیقات نمود پیدا می کند.
صحنه های زیبا و بدیعی در چند ساعتی که دوستان لابراتوار دور یک میز نشسته اند، به وجود می آید. شوخی کردن ها و خندیدن پروفسوری شصت هفتاد ساله که در رشته ی خود یک وزنه گران علمی در سطح جهان است با بقیه که موجب نشاط افراد می شود، گفتگو های بسیار دوستانه دو یا چند نفره، بیان نقطه نظرات در اداره امور و کارها و بی هیچ پرده پوشی و خیلی چیز های دیگر از فوائد دیگر برگزار نمودن چنین مراسمی است.
مثالی دیگر در راهکار تلطیف روابط اعضای لابراتوار، وقت های استراحت و قهوه خوری روزانه است. در لابراتوار ما یکبار در ساعت 10 صبح و بار دوم در ساعت 4 بعدازظهر وقت قهوه خوری اعضای لابراتوار است. ماکزیمم زمان توقف هر فرد در سالن قهوه خوری و در هر نوبت 30 دقیقه است. در این زمان ها تمامی کارکنان لابراتوار چه در جایگاه منشی، چه در جایگاه استادی و حتی در جایگاه پروفسوری دور یک میز نشسته و با نوشیدن قهوه و صرف تکه ای شیرینی و یا بیسکویت به گپ زدن مشغولند. گپ ها کاملا دوستانه و در موضوعات متفاوتی مثل بحث های خانوادگی، کاری، موضوعات روز و یا تبادل تجربیات است. در این گپ های دوستانه و با نشاط،تجدید قوای لازم برای ادامه کارهای روزانه میسر می شود. نکته جالب این است که تمامی افراد در این زمان ها دارای جایگاه یکسانی هستند اما بلافاصله پس از شروع مجدد کار، هر فردی در جایگاه کاری خود و با جدیت به امور کاری مرتبط به خود مشغول می شود.
(1)GREEN: Groupe de Recherche en Electrotechnique et Electronique de Nancy
فردا چهارشنبه 19 دسامبر در فرانسه عید قربان است .
عید قربان، عید قربانی کردن تعلقات دنیا است. عید قربانی کردن هر آنچه بیشتر دوستش میداری، به درگاه الهی است. عیدتان مبارک.

عید قربان دهمین روز ماه ذی الحجه تقویم قمری است. در این روز و در مناسک حج تمتع، حجاج پس از وقوف روز قبل در عرفه و شب در مشعرالحرام به سمت منی حرکت می کنند. در این روز و در منی به ستونی به نیابت از شیطان جهت دور نمودن وسوسه ابلیس از خود، هفت سنگ می زنند.پس از آن به مسلخ رفته و گوسفندی، گاوی و یا شتری را قربانی می کنند. بدین جهت این عید را عید قربان می نامند.
فلسفه سنگ زدن به ستون های شیطان بزرگ، شیطان وسطی و شیطان کوچک به روایتی یاد آوری راندن شیطان از جانب ابراهیم، اسماعیل و هاجر است. قربانی کردن گوسفند، گاو و یا شتر نیز یاد آوری ذبح گوسفندی به جای اسماعیل است.
پس از این مقدمه طولانی در این پست به یک مسئله ریاضی، اقتصادی و انسانی در باب قربانی کردن گوسفند در حج تمتع می پردازم.
صورت مسئله:
اگر هر ساله یکصد هزار نفر ایرانی به حج تمتع مشرف شوند و هر گوسفند به طور متوسط سی کیلوگرم گوشت داشته باشد. و اگر هر نفر طبق استاندارد برای هر وعده غذایی به هفتاد و پنج گرم گوشت نیاز داشته باشد. با این مقدار گوشت قربانی در طول یک سال به چند نفر گرسنه که توانایی خرید گوشت ندارند، می توان غذای گوشتی داد. به شرط آن که یک روز در میان غذای گوشتی مصرف کند؟
جواب:
100000 × 30 = 3000000
کیلوگرم گوشت قربانی
30 ÷ 2 = 15
تعداد روز در ماه برای خوردن غذای گوشتی
15 × 75 = 1125
گرم گوشت مورد نیاز در هر ماه و برای هر نفر
(1125 ÷ 1000) × 12 = 13,5
کیلوگرم گوشت مورد نیاز در هر سال و برای هر نفر
3000000 ÷ 13,5 = 222222,22
تعداد گرسنگانی که در سال می توان غذای گوشتی داد
فکر می کنم که در ایران ما، بسیار بیشتر از دویست و پنجاه هزار انسان گرسنه ای وجود داشته باشد که توانایی خرید گوشت را ندارند.
حال اگر برای مصرف این گوشت های قربانی در کشور ساز و کاری اندیشیده شود، به نظرم رضای خدا را بیشتر جلب نموده ایم.
به نظر من بی غل و غش ترین و مستحکم ترین دوستی ها، دوستی زمان دانشجویی است. زیرا از طرفی این دوستی بر مبنای روابط اقتصادی بنا نشده است و از طرف دیگر بر مبنای همفکری و نه همکاری ایجاد شده است. چون مبتدای این دوستی روابط مالی و شغلی نبوده، با قطع این روابط از هم گسسته نمی شود. این نوع دوستی ادامه دار خواهد بود و با اتمام تحصیل به انتها نمی رسد.خوب که دقت می کنم، مدعای آن را در دوستان فعلی خود می یابم. دوستان اصلی من، کسانی هستند که به واسطه دانشجویی با آنان دوست شده ام. دوستی مان را نیز تا کنون حفظ کرده ایم.
این هفته، آقا و خانم اردیانیان که از دانشجویان موفق دوره دکتری در نانسی بودند، پس از اتمام تحصیل به ایران برگشتند. خانواده ای بسیار ساعی که از هیچ کوششی برای کمک به دانشجویان ایرانی دیگر دریغ نمی کردند. دوستی که بین ما وایشان ایجاد شده از نوع دوستی دانشجویی بوده است. امید داریم این دوستی سال های سال مستدام باشد که جز این توقعی نیست.
آقا مهدی اردیانیان از دوستان عزیز شورای نویسندگان ایرانانسی هم بوده که قول داده به همکاری با ایرانانسی ادامه دهند. از این بابت مراتب تشکر خود را به ایشان مجددا اعلام می کنیم. یادش در بین ایرانیان نانسی همواره باقی خواهد ماند.
بنا بررسم نیکویی که در نانسی باب شده است، در این هفته و درشبی به یاد ماندنی مهمانی خداحافظی برای خانواده اردیانیان ترتیب داده شده بود. با کلیک کردن روی آلبوم زیر، تعدادی از عکس های این مراسم را ببینید.
![]() |
| ardianian |
همانطور که در پست قبلی قول داده بودم، امروز قسمت دوم زندگانی استنیسلاس لسژینسکی (دوره حکمرانی او در لورن) را به صورت مختصر می نویسم.
در طی دوره ای که استنیسلاس حاکم لورن بود (1766- 1733) وتا هنگام مرگ، وی منشاء خدمات شایسته ای در منطقه بود. این خدمات شامل ساخت و ساز بناهای بسیار زیبا و مجلل، بازسازی لورن و به خصوص شهر نانسی(1) و کمک وافر به رشد علمی و فرهنگی و اقتصادی مردم منطقه بوده است.این خدمات فراوان و بجای ماندن اثرات آن تاکنون باعث شده، امروزه او را به عنوان سمبل شایسته لورن و به خصوص نانسی معرفی نمایند. جایگاه نصب مجسمه وی در نانسی، محل برگزاری اکثر مراسم و جشن ها در طول سال می باشد.
مسئولیت طراحی و ساخت تمامی بناهای جدید در منطقه حکومت وی بر عهده آرشیتک مخصوص او، امانوئل هره (2) بوده است.
درسال 1750، کتابخانه بزرگ سلطنتی نانسی را در ساختمانی بسیار زیبا راه اندازی کرد. امانوئل هره در سال 1752 و به دستور استنیسلاس، کاخ سلطنتی حکومت جدید نانسی و دانشگاه نانسی را به شکل بسیار زیبایی طراحی کرد و ساخت.
استنیسلاس برای سکونت خود منطقه لونویل (3) نانسی را انتخاب کرد. در مقاطع مختلف زمانی، به گسترش و بازسازی کاخ بسیار زیبای لونویل اقدام نمود.
استنیسلاس در نانسی بناهای مجلل زیادی ساخت و سیستم قدیمی شهری را بازسازی نمود. این ساخت و سازها چهره قدیمی نانسی را کاملا تغییر داد و از دل خرابه های آن، نانسی جدید سر برآورد.
او در نانسی مدارس بسیار زیادی ساخت تا اهتمام خود به بسط دانش در بین آحاد مردم را نشان دهد. با ساخت ساختمان تئاتر، اپرا و کتابخانه های عمومی در محلات مختلف و حمایت از ادبا و فرهنگیان به وضعیت فرهنگی قلمرو حکومتی خود سرو سامان داد.
او از طریق انجام مساعدت های فراوان مالی به محرومان و اعطای بورس های تحصیلی به نیازمندان، به بسط عدالت در طبقات پایین جامعه آن زمان همت گماشت.
ساخت انبار غلات عمومی در مناطق مختلف، ساخت راهها و پل های ارتباطی، بیمارستان ها و..... از دیگر برنامه های او برای بهبود وضعیت زندگی ساکنین و پیشرفت عمومی سرزمین حکمرانی خود بود.
در 19 مارس 1747 همسر او، مادام کاترین اپالینسکا درگذشت و پیکرش در کلیسای نوتر-دام- دو- بنسکور (4) دفن گردید. در غروب آفتاب 5 فوریه سال 1766 و در حالیکه استنیسلاس 88 ساله بود، در کاخ لونویل و در کنار شومینه با آتش گرفتن لباس هایش به شدت مصدوم شد. او 18 روز بعد درگذشت و در کنار همسرش و در کلیسای نوتر-دام- دو- بنسکور دفن گردید.
در سال 1831، مجسمه او در میدان اصلی شهر نصب شد. از آن تاریخ تا کنون به مناسبت نکوداشت او، میدان اصلی شهر میدان استنیسلاس نامیده می شود.
برای دیدن عکس های مربوطه این جا کلیک کنید
_________________________________________________________________________
(1)Nancy
(2)Emmanuel Héré
(3)Lunéville
(4)Eglise Notre-Dame-De-Bonsecours
استنیسلاس کیست؟ چگونه او در یک زمان هم پادشاه لهستان و هم دوک لورن بوده است؟ نکات بارز شخصیت وی که باعث شده استنیسلاس به عنوان نماد عینی شهر نانسی شناخته شود در چیست؟این سوال ها در روزهای اول سکونتم در شهر نانسی مثل خوره وجودم را می خورد.
ماحصل تحقیقات خود در پاسخ به این سوال ها را در دو پست به طور مختصر می آورم. در پست اول داستان زندگانی وی را قبل از تصاحب مقام دوکی لورن (1737-1677 ) و در پست بعدی شرح زندگانی وی را در جایگاه دوک لورن تا هنگام مرگ به طور اجمالی خواهم نوشت.
استنیسلاس لسژینسکی(1) (قسمت اول) 
استنیسلاس لسژینسکی در سال 1677 ( روز بیست اکتبر) در شهر لوف (2) لهستان بزرگ به دنیا آمد. این شهر امروزه در کشور اکراین قرار دارد و جمیعت آن حدود 830000 نفر است. این شهر را به زبان فرانسوی لئوپل (3) می نامند.
استنیسلاس در سال 1698 با کنتس کاترین اپالینسکا (4) ازدواج کرد. فرزند آنها ماری (5) که بعد ها همسر لوئی پانزدهم (6) شد، در 23 ژوئن سال 1703 دیده به جهان گشود.
در سال 1704، پس از آن که امپراطور سوئد چارلز دوازدهم (7) لهستان را طی نبردی سخت به تصرف در آورد، او به تخت پادشاهی کشور پهناور لهستان دست یافت.
پس از شکست چارلز دوازدهم در سال 1709 از ارتش روسیه تزاری و زندانی شدن وی، دوره اول حکومت پنچ ساله استنیسلاس در لهستان پایان یافت. وی در سال 1712 مجددا به چارلز دوازدهم ملحق گردید و حاکم دوک نشین دو پُن (8) گردید.
پس از مرگ چارلز دوازدهم در سال 1718، او و خانواده اش به منطقه لورن (9) فرانسه عزیمت کردند.
دختر 22 ساله او ( ماری ) طی یک خواستگاری اتفاقی در سال 1725 ، به همسری لوئی پانزدهم برگزیده شد. بدین ترتیب وی لقب پدر ملکه فرانسه را کسب کرد.
در سال 1733 پس از مرگ آگوست دوم (10) پادشاه لهستان، در حالی که امپراتوری های روسیه و آلمان بر سر جانشینی فرزند وی به توافق رسیده بودند، استنیسلاس با حمایت طرفداران خود در لهستان و از طرف دیگر حمایت لوئی پانزدهم به آنجا لشکرکشی کرد . طی جنگی 5 ساله در اروپا که منجر به انعقاد معاهده ای صلح در وین گردید، او ضمن حفظ عنوان سلطنتی خود در لهستان به حکومت و زندگی در منطقه ی لورن فرانسه رضایت داد. از این به بعد ( سال 1737 ) استنیسلاس، شاه لهستان و دوک لورن و بار (11) نامیده می شد. بدین مناسبت وی یک مستمری سالانه 2 میلیون لیره ای (12) ( واحد قدیمی پول فرانسه ) از خزانه فرانسه دریافت می کرد.
در پاییز هر سال، او و همسرش کاترین به دیدار ملکه (دختر خود ماری) و پادشاه فرانسه در کاخ ورسای می رفتند.این دیدارهای سالیانه باعث اعتبار بیش از بیش در فرانسه می گردید.
(2)Lvov
(3)Léopol
(4)Comtesse Catherine Opalinska
(5)Marie
(6)Louis XV
(7)Charles XII
(8)Deux-Ponts
(9)Lorraine
(10)Auguste II
(11)Le roi de Pologne et Duc de Lorraine et de Bar
(12)Livers
تصمیم داشتم در این نوشته، توضیحاتی در مورد عید ارمیستیک (جشن سالگرد آتش بس جنگ جهانی اول که طی مراسمی در کلیساها و در ماه نوامبر هر سال توسط مقامات لشگری، کشوری و مردم برگزار می گردد.)ارائه نمایم. اما به علت نوشتن پست های قبلی زمان این مناسبت گذشته است. لذا در این پست به تمهیدات به کار گرفته شده اروپاییان در عدم بروز جنگی دیگر در این قاره اشاره خواهم کرد.
دلایل بروز جنگ بین کشورها را می توان در چند جمله زیر خلاصه کرد.
1- کشور گشایی و به نیت گشترش مرزها
2-کشورگشایی و به نیت موفقیت های اقتصادی
3- تحمیل قدرت سیاسی کشورهای غالب به کشورهای مغلوب
4- برخورد با نیروهای اپوزیسیون پناه گرفته کشور متجاوز در کشور مورد تعرض
در تاریخ صد سال گذشته اروپا، جنگ های کوچک و بزرگی و به یکی از دلائل چهارگانه بالا اتفاق افتاده است. دو جنگ خانمانسوز اول و دوم جهانی در خاک اروپا کمابیش به همین دلائل روی داده است. دو جنگی که باعث افول شدید قدرت سیاسی و اقتصادی دول اروپایی در جهان گردید. پس از تجربه دو جنگ بزرگ و ویرانگر، کشورهای بزرگ اروپایی با پیشنهاد تشکیل اتحادیه اروپا به حذف دلائل بروز جنگهای آتی مابین خود همت نمودند. با این تفکر، روز به روز مرزهای انحادیه را گسترش دادند. اگر روزگاری اتحادیه فقط شامل کشورهای اروپای غربی بود، اما امروز مرزهای آن از شرق تا غرب اروپا گسترش یافته است.

با فلسفه وجودی اتحادیه اروپا، مرزهای سیاسی مابین کشورهای اروپایی برچیده شده است. هر شهروندی عملا دارای تابعیتی اروپایی است و آزادانه توانایی تردد در مرزهای اتحادیه را دارد. با حمایت های کنترل شده اتحادیه ،اقتصاد اروپای واحد شامل تمامی کشورهای عضو بایستی به سمت شکوفایی میل کند و فلسفه تقسیم بندی کشورها به غنی و فقیر رنگ می بازد. ریاست اتحادیه اروپا هم در بازه های زمانی یکسان بین اعضا و به صورت دوره ای دست به دست می چرخد تا همه کشورها در دایره قدرت سهیم گردند. پیوندهای حقوقی مستحکم مابین دول اتحادیه، امکان پناه گیری نیروی اپوزیسیون هیچ کشوری را در کشور دیگر عضو اتحادیه را ممکن نمی سازد. سازمان های جدایی طلبی که هنگام جنگ سرد فعالیتشان به بیشترین شکوفایی در کشورهای اروپایی رسید، با فلسفه وجودی اتحادیه اروپا ستاره اقبالشان رو به افول نهاده است.
در عمل علاوه بر حذف دلائل اشاره شده در وقوع هرجنگ از طریق اصول جدید حاکم بر روابط کشورهای اروپایی، از نظر فرهنگی نیز این کشورها خود را ملزم به پرهیز از ایجاد هر نوع حساسیت در کشوری دیگر نموده اند. به عنوان مثال اگر بناست یاد کشتگان در جنگ ها گرامی داشته شود، در جشن ارمیستیک یاد کشتگان جنگ جهانی اول گرامی داشته می شود. جنگی که حدود یک سده از اتمام آن گذشته و به یقین پاسداشت آن به دلیل نبود بازمانده ای از آن جنگ موجب تکدر خاطری نمی گردد. چه بسا این پاسداشت در مورد جنگ جهانی دوم و با فاصله زمانی حدود شصت سال، باعث رنجش احتمالی بازماندگان این فاجعه دردناک در کشورهای درگیر در جنگ گردد. یا چه بسا یادآوری دوباره آلام جنگ جهانی دوم، موجب تحقیر دول و ملل مغلوب گردد. پس گرامیداشتی از دومین جنگ جهانی نخواهد شد تا یاد آن حساسیتی در افکار عمومی را برانگیخته نکند.
مثال های بسیاری دیگر نیز وجود دارند که نمایانگر اصرار کشورهای اروپایی بر نشان دادن همگرایی فرهنگی اروپاییان می باشد.
به نظر می رسد زمامداران اروپا به صورت عاقلانه و در قالب اتحادیه اروپا در زمینه عدم بروز هر جنگی بین کشورهای عضو تمامی راهکارهای لازم را اندیشیده اند.
يک خط خبر
:دوم و سوم ماه نوامبر سال
2007 میلادی در شهر مونپليه اردوی فرهنگی و تفريحی دانشجويان ايرانی شاغل به تحصيل در فرانسه برگزار گرديد.چند سطر تشکّر
:برگزاری چنين مراسمی به دلايل مختلف دارای فایده هایی غیر قابل انکار است
. يافتن دوستان جديد ايرانی در ديار غربت، ارتباط بيشتر دانشجويان ايرانی در همفکری و کمک احتمالی به همدیگر، بيان مشکلات رودر رو و با مسئولين مربوطه و دلايل بی شمار ديگری موید برگزاری چنین اردوهایی است.از تمامی برگزارکنندگان این اردو شامل برنامه ريزان، مجريان و هماهنگ کنندگان به نوبه خود بايد تشکّر نمود. چون اجرای چنين مراسمی هم زحمت و هم صبر بسياری را مي طلبد. اولین ابراز تشکر را مدیون تعدادی زیاد از دوستان محترم دانشجو هستیم که با نهایت تواضع در این دو روز به میهمانان خدمت می کردند. دومین تشکر را مدیون مسئولین اجرایی اردو و سومین آن را مدیون برنامه ریزانیم.چند بند انتقاد و پيشنهاد
:نوشتن چند سطر انتقاد و پيشنهاد از ارزش زحمات کشیده شده چیزی کم نخواهد کرد
.از نظر نویسنده شاید در دفعات آتی با رعایت این نکات در رسیدن به اهداف مورد نظر موفق تر باشیم. انتقادات و پیشنهادات ارائه شده نظر نویسنده بوده و چه بسا بر بسیاری از آنان از جانب مجریان و برنامه ریزان توجیه قابل قبولی وجود داشته باشد. شاید نکاتی دیگر نیز از دید نویسنده پنهان مانده باشد یا اینجا محلی مناسب برای بیان آنها نبوده است.1 –
نوع و روش خبر رسانی برگزاری اين اردو به دانشجويان مطلوب نبود. بسياری از دانشجويان ايرانی که احتمال شرکت کردن آنها در اردو می بود، از برگزاری آن مطلع نگرديدند. اگر دوستان مسئول انجمن های اسلامی در شهرهای مختلف قبول زحمت مي کردند و به تمامی دوستان دانشجوی انجمنی و غير انجمنی اطلاع رسانی می کردند چه بسا اين نقصان کمتر به نظر می آمد.2 -
بازه زمانی اردو مناسب انتخاب نگرديده بود. در زمان برگزاری اين اردو فشار زياد درسی برای دانشجويان مستر وجود دارد. نویسنده خود تعدادی را می شناسد که بدین دلیل در این گردهمایی حاضر نشدند. با توجه به وجود تعطيلات هفتگی بسيار در طول سال و در کشور فرانسه امکان انتخاب زمانی ديگر ميسر می بود.3 -
يک و نيم روز مدت زمان اردو با نوع برنامه های آن کافی نبود. کافيست وضعيت دانشجويانی که فواصل حدود 10 الی 12 ساعته تا محل اردو را طی کرده اند در نظر گرفت . دو روز مسير رفت و بر گشت برای اردوی يک و نيم روزه تفريحی و فرهنگی. اکثر دوستان دانشجو در نانسی صبح روز بعد از مونپلیه برگشتند و بین ساعت 10 الی 12 شب به نانسی رسیدند. فرض سه روز اردو اگر بازه زمانی درست انتخاب گردد، مناسب تر به نظر مي رسد.4 -
نوع و روش پذيرايی هم باعث زحمت وافر مجريان محترم و هم عدم رضایت مندی کامل ميهمانان گرديد. چون دعوت کننده امسال اردو تشکلی غیر دانشجویی بود، به طور منطقی سطح توقع میهمانان از نوع وروش پذیرایی متفاوت با سال های قبل می باشد. نویسنده چون خود در اردوی سال قبل شرکت نکرده بود توان مقایسه این دو سال را با هم ندارد. اما به نظر می رسد با برنامه ريزی دقيق تر امکان رنجش ميهمانان را می توان به حداقل رساند. فرض کنيد دعوت کننده اردو، تشکّلی دانشجويی مثل انجمن می بود و مدير اجرايی اردو برای هر 20 نفر دانشجو يک مسئول انتخاب مي کرد. مسئولين اکيپ های 20 نفره تمامی امور اجرايی دانشجويان اکيپ خود را عهده دار می بودند. و باتقسيم مسئوليت امور اجرايی در هر اکيپ بين دانشجويان، هم زحمت ها و هم نارضايتی های احتمالی به حد اقل مي رسيد. مديریت اجرايی اردو هم به جای مسئوليت ارتباطی با تمامی دانشجويان فقط با جمع محدودتری کارها را هماهنگ مي کرد.5 -
با توجه به نوع ذايقه ايرانی، ميزان نارضايتی از نوع و کیفیت غذا زياد بود. انتخاب آشپز ايرانی مثل اردوي سال قبل اين نارضايتی را به حد اقل مي رساند.6 –
با برنامه ريزی مناسب تر، کاهش زمان های پرت همان يک و نيم روز اردو ممکن بود. يک روز کامل سخنرانی و پرسش و پاسخ و نصف روز زمان بازديد از قلعه کرکسان. برنامه ای که به نظر حقير برای يک و نيم روز مناسب بود: به جای يک روز کامل سخنرانی (روزی که از ساعت 10 صبح شروع شد)، شروع برنامه از 8 صبح تا ساعت 13 سخنرانی و پرسش و پاسخ و بعد از ظهر برنامه بازديد دسته جمعی تا شب. روز بعد هم به جای بازدید از منطقه ای با فاصله ای حدود 160 کیلومتر، مکانی با فاصله ای کمتر انتخاب گردد. برنامه تفریحی روز دوم نیز به جای شروع عملی 10 صبح از 8 صبح آغاز شود.عکسها
:در اولین فرصت ممکن پس از انتخاب و آپلود عکسها، آنها را در ابرانانسی خواهیم گذاشت
